معرفی کتاب
این کتاب با نام “مقتل مظلوم” تلفیقی از متن های28 مقتل و کتاب تاریخی است که عموماً تا قرن یازدهم هجری و به بیش از تالیف کتاب بحارالانوار برمیگردد. آن هم کتابهایی که در میان اهل علم و موثر و مورد استفاده بوده است .روایت این مقتل اختصاص به سحرگاه روز عاشورا تا لحظات شهادت حضرت سید الشهدا در (حدود 10 ساعت )داشته و در این میان به همراه برخی خطابه ها به نقل پارهای از حالات و مقتل اصحاب الحسین علیه السلام و بنیهاشم نیز پرداخت است. ترجمه این مقتل به زبان شیوا و ساده نگاشته شده تا برای کسانی که در ایام و مناسبت ها اراده توسّل و عرض ارادت دارند و با متن و واژه های ادبیات عرب آشنا نیستند نیز قابل استفاده باشد.
در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:
سپس جوانی، که پدرش در معرکه کشته شده و مادرش به همراهش آمده بود، به میدان آمد. مادرش به او گفت: به میدان برو پسرم و در رکاب پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بجنگ ! او به پیش آمد. امام حسین علیه السلام فرمود:« تو جوانی و پدرت در این معرکه کشته شده. شاید مادرت خوش نداشته باشد به میدان بروی.» جوان گفت: بلکه مادرم به من گفته است که به میدان بروم. آنگاه به میدان رفت و میگفت: فرمانروای من حسین است و چه خوب فرمانروایی است! او شادی قلب رسول خدا صلی الله علیه و آله مژده دهنده به بهشت و ترساننده از دوزخ است. پدر و مادرش علی و فاطمه علیهما سلام هستند. آیا در چنین اصل و نسبی مثل و مانندی برایش می شناسید؟ چهرهاش چون آفتاب درخشان است و پیشانی اش چون ماه شب چهارده تابان! او آن قدر جنگی تا شهید شد و سرش را بریدند و بهسوی اردوگاه امام حسین علیه السلام پرتاب کردند. مادرش سر پسر را برداشت و گفت: آفرین پسرم! ای شادی قلبم و نور چشمم! سپس سر پسرش را به سوی مردی از لشکر دشمن پرتاب کرد کرد و او را کشت. آن گاه عمود خیمه او را برداشت و به سوی آنان حمله ور شد و میگفت: من پیرزنی ناتوان، تکیده، فرسوده، نحیف و کنیز سالارم حسینم؛ اما برای دفاع از فرزندان فاطمه شرافتمند، ضربه ای سخت به شما می زنم! و به دو نفر ضربه زد و آنان را کشت. امام حسین علیه السلام دستور داد او را باز گردانند و برایش دعا کرد.
بر گرفته است صفحه 120 الی 124 کتاب
مشخصات
نویسنده
مرتضی وافی
مترجم
علی عباس آبادی
ناشر
جمکران
شابک
۹۷۸۹۶۴۹۷۳۶۶۱۷
قطع
رقعی
نوع جلد
سخت سلفون
تعداد صفحه
۲۴۸
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.